آیلین در یخچال
چند روز پیش (93/7/24 4 روز مونده بود که نه ماه بشه) دختر گلی مامان، وقتی که در یخچال رو باز دید سریع رفت توی یخچال نشست یخچال برات خیلی جالب بود. کلی خوشحال شده بودی. ...
نویسنده :
مامان آیلین
22:53
بدون عنوان
سلام دختر نازم تقریبا هشت ماه و نیم بودی که یک روز توی اتاق خودت بودی و من توی آشپزخونه مشغول بودم. بعد از مدتی متوجه شدم که خبری ازت نیست و صدایی ازت نمی آیید. با عجله آمدم اتاقت که ببینم چی شده... بلللللللللللللللللله... دیدم دخملی مامانی رفته سراغ کشوهای کمدش و داره باز می کنه و وسایل رو بیرون میاره.... اینم مدارکش: دورت بگردم دختر نازم ...
نویسنده :
مامان آیلین
23:22
ماشین سواری
یک شب (8 شهریور 93- 7 ماه و چند روزگی) عمو ستار و زن عمو از بیرون آمدن خونه و یه کامیون بزرگ و تاب برای آرین(پسر عمو) خریده بودند. سه تایی رفتین توی کامیون و عکس گرفتین. با دو سه تا دوربین داشتیم ازتون عکس می گرفتیم و شما ها گیج شده بودید. آیلین و کارن کارن راننده خوبی میشه آ صاحب کامیون رو بی خیالش... نازی یه پاش بیرون ماشین مونده ...
نویسنده :
مامان آیلین
1:54
آیلین را شستم روی بنده...:)
ابتکار مامان... آیلین خانم رو مامان شسته و آویزون کرده روی بند لباسی ... ...
نویسنده :
مامان آیلین
0:48






